عبد الله الأنصاري الهروي ( مترجم وشارح : اسماعيل منصورى لاريجانى )
314
منازل السائرين ( فارسى )
يا حرص بر بهرهاى از مردم كناره نگيرى . به اعتبارى اولين شرط انبساط با خلق اين است كه انسان خود محورى را رها كند . هرچه زائد بر نيازت است در اختيار مردم قرار دهى و با خلق نيكوى خود آنان را در گشايش قرار دهى و آنان را واگذارى تا بىتكلّف با تو رفتار كنند و در حالىكه آگاه به قوانين شريعت هستى ، متوجه حالت بسط در وجودت نيز مىباشى . انسان بايد منافع و دستاوردهاى علمى را تنها براى خودش نخواهد بلكه مازاد بر حساب خود انفاق كند و آن را متعلق به خود نداند . در ضمن اينكه با خلق گشادهروست بگذارد پايمالش كنند . يعنى خاكسار باشد و كمال خشوع و تواضع را در مقابل مردم داشته باشد و اين تواضع قائم بر علم شريعت ، همه جا نسب ا لعين كارش باشد . يعنى تواضع و بخشش و همنشينى با مردم بايد در حد مشروع و در همان حيطهاى كه علم شريعت تعيين كرده باشد و از آن فراتر نرود و شهود معنا پيوسته و مستمر باشد و مقصود آن است كه علم شريعت تو را خشك نكند و انبساط تو را به ارتكاب حرام نكشاند ، خلاصه آنكه راه ميانه را بايد طى كرد و از افراط و تفريط پرهيز نمود كه : « خير الامور اوسطها » « 1 » و اين درجهء اول براى مبتديان عرفان است ، يعنى عوام از عرفا . گر از تحمل من خصم شد زبون چه عجب * فلك حريف زبردستى مدارا نيست « 2 » با مدارا هركه را بخواهى مىتوانى شكار كنى . مولى على عليه السّلام مىفرمايد : مىخواهى بدون ص رف هيچ سرمايهاى همه تو را احترام گذارند ، حسنخلق داشته باش . خيلى از انسانها پولهاى زيادى خرج مىكنند كه مردم دوستشان داشته باشند ولى نمىشود . مىخواهند در دل مردم جايى پيدا كنند نمىتوانند . اين دل براى خودش كشورى است ، حكومتى دارد . قوانين خاص خودش را دارد ، هرچيزى در دل جاى نمىگيرد . همانطور كه عقل قدرت تشخيص دارد دل هم دارد و با حسنخلق مىشود
--> ( 1 ) . مصبا الشريعه ، ترجمهء عبد الرزاق گيلانى ، ص 70 . ( 2 ) . ديوان اشعار ، صائب تبريزى ( غزليات )